fuddle-duddle
🌐 دودله
فعل (بدون مفعول استفاده میشود) (verb (used without object))
📌 عزیمت کردن؛ راه افتادن
جمله سازی با fuddle-duddle
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 He clashed with the press and with protesters, and lobbed an obscenity at Conservative M.P.s, in what became known as the “fuddle-duddle” affair.
او با مطبوعات و معترضان درگیر شد و در جریان آنچه که به ماجرای «ماجرای بیسروته» معروف شد، به نمایندگان محافظهکار فحاشی کرد.