fog bank
🌐 بانک مه
اسم (noun)
📌 لایهای از مه که از دور دیده میشود.
جمله سازی با fog bank
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 What is meant to sound like an antislavery argument transforms itself in midpassage into a verbal fog bank that descends over the entire subject like a cloud.
آنچه قرار است مانند یک استدلال ضد بردهداری به نظر برسد، در میانه متن به یک توده مه کلامی تبدیل میشود که مانند ابری بر کل موضوع سایه میافکند.
💡 His answer was lucid as a fog bank and inspiring as a stalk of celery.
پاسخ او همچون تودهای از مه، شفاف و همچون ساقهای از کرفس، الهامبخش بود.
💡 A fog bank erased the shore, and boat horns became our coordinates.
تودهای از مه ساحل را پوشانده بود و بوق قایقها مختصات ما را تشکیل میداد.
💡 But this isn’t a legally enforceable standard—it’s a verbal fog bank.
اما این یک استاندارد قانونی و لازمالاجرا نیست—این یک ابهام کلامی است.