fatuitous

🌐 ساده لوح

ابلهانه / حاکی از حماقت؛ شکل کمتر رایج وابسته به «fatuous»، یعنی بسیار احمقانه و بی‌معنی، غالباً با نوعی خودراضی‌بودن.

صفت (adjective)

📌 از روی رضایت، احمق؛ ابله

جمله سازی با fatuitous

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 The memo’s fatuitous tone undercut genuine achievements, irritating partners who had navigated real constraints.

لحن احمقانه‌ی این یادداشت، دستاوردهای واقعی را تضعیف کرد و شرکایی را که محدودیت‌های واقعی را پشت سر گذاشته بودند، آزرد.

💡 His fatuitous remarks at the hearing revealed a smug certainty unmoored from evidence or practical experience.

اظهارات احمقانه او در جلسه استماع، یقین متکبرانه‌ای را آشکار کرد که ریشه در شواهد یا تجربه عملی نداشت.

💡 If, in spite of all these discouragements, those powers were mad or fatuitous enough to meditate such an enterprise, have they any reason to believe that it could succeed?

اگر، علیرغم همه این دلسردی‌ها، آن قدرت‌ها آنقدر دیوانه یا احمق بودند که به چنین کار خطیر و مهمی فکر کنند، آیا دلیلی دارند که باور کنند این کار می‌تواند موفق شود؟

💡 Editors cut the fatuitous digressions, tightening the essay until its argument finally breathed and persuaded.

ویراستاران، حاشیه‌روی‌های بی‌محتوا را حذف کردند و مقاله را فشرده‌تر کردند تا اینکه بالاخره استدلال آن جان گرفت و متقاعدکننده شد.

کلمات مرتبط