charity
🌐 خیریه
اسم (noun)
📌 اقدامات یا کمکهای سخاوتمندانه برای کمک به افراد فقیر، بیمار یا نیازمند.
📌 چیزی که به شخص یا اشخاص نیازمند داده میشود؛ صدقه
📌 یک عمل یا کار خیریه.
📌 یک صندوق خیریه، بنیاد یا موسسه.
📌 احساس خیرخواهی، به ویژه نسبت به نیازمندان یا افراد مورد بیمهری.
📌 سهلانگاری در قضاوت دیگران؛ بردباری.
📌 عشق مسیحی؛ آگاپه
جمله سازی با charity
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The holidays are a time for charity and good will.
تعطیلات زمانی برای نیکوکاری و حسن نیت است.
💡 In between, Butler and a local charity worker worked on the house themselves.
در این بین، باتلر و یک کارمند خیریه محلی خودشان روی خانه کار کردند.
💡 According to the charity Endometriosis UK, it affects 1 in 10 women.
طبق گزارش موسسه خیریه اندومتریوز بریتانیا، از هر 10 زن، 1 نفر به این بیماری مبتلا است.
💡 Businesses must welcome a guide dog; accessibility isn’t charity, it’s law and dignity.
کسبوکارها باید از یک سگ راهنما استقبال کنند؛ دسترسیپذیری صدقه نیست، قانون و کرامت است.
💡 She runs a local charity that gives books to children.
او یک موسسه خیریه محلی را اداره میکند که به کودکان کتاب میدهد.
💡 The dinner was held to raise funds for several charities.
این شام به منظور جمعآوری کمکهای مالی برای چندین موسسه خیریه برگزار شد.