اسم (noun)
📌 جامعهشناسی، آموزهای که ژنها یا سایر ویژگیهای فیزیکی ذاتی را عامل تعیینکننده در رشد یک فرد یا گروه میداند.
🌐 جبرگرایی زیستی
📌 جامعهشناسی، آموزهای که ژنها یا سایر ویژگیهای فیزیکی ذاتی را عامل تعیینکننده در رشد یک فرد یا گروه میداند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 Taken together, these events suggest that biological determinism has permeated the ivory tower of academia more than many realize.
روی هم رفته، این وقایع نشان میدهد که جبرگرایی بیولوژیکی بیش از آنچه بسیاری تصور میکنند، در محافل دانشگاهی نفوذ کرده است.
💡 Peterson's claims run the full spectrum of biological determinism, from justifying social hierarchies as natural to claiming patriarchy should be the preferred organizing principle in societies.
ادعاهای پترسون طیف کاملی از جبرگرایی بیولوژیکی را در بر میگیرد، از توجیه سلسله مراتب اجتماعی به عنوان امری طبیعی گرفته تا این ادعا که مردسالاری باید اصل سازماندهی ترجیحی در جوامع باشد.
💡 As the court saw it, Dobbs resurrected and supercharged a kind of biological determinism.
از نظر دادگاه، دابز نوعی جبرگرایی بیولوژیکی را احیا و تقویت کرد.