bhungi
🌐 بونگی
اسم (noun)
📌 گونهای از بنگی.
جمله سازی با bhungi
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 The field guide listed bhungi as a local name for a humble, helpful insect, beloved by gardeners.
راهنمای میدانی، بونگی را به عنوان نامی محلی برای حشرهای فروتن و مفید که مورد علاقه باغبانان است، ذکر کرده بود.
💡 An artist illustrated a bhungi with comic dignity, antennae raised like questions.
یک هنرمند، بونگی را با وقاری کمیک به تصویر کشیده بود، شاخکهایی که گویی سوالاتی را مطرح میکردند.
💡 Children chased a bhungi across the patio, then released it to resume mysterious errands.
بچهها یک بونگی را در پاسیو تعقیب کردند، سپس آن را رها کردند تا به کارهای مرموز خود ادامه دهد.