assoc.

🌐 وابسته

مخفف associate؛ مثلاً در عنوان شغلی (Assoc. Prof. = Associate Professor). گاهی مخفف association هم به‌کار می‌رود.

مخفف (abbreviation)

📌 وابسته

📌 مرتبط.

📌 انجمن

جمله سازی با assoc.

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 Law enforcement could return with more agents and use force but that would be "highly dangerous," Assoc Prof Mason said.

دانشیار میسون گفت، نیروهای انتظامی می‌توانند با ماموران بیشتری برگردند و از زور استفاده کنند، اما این کار «بسیار خطرناک» خواهد بود.

💡 "They have either not been instructed by acting President Choi to stand down, or they are refusing his orders to do so," says Assoc Prof Richey.

دانشیار ریچی می‌گوید: «آنها یا از سوی چوی، رئیس جمهور موقت، دستور کناره‌گیری دریافت نکرده‌اند، یا از دستورات او برای این کار سرپیچی می‌کنند.»

💡 "These aerogels could reduce energy consumption in both residential and commercial buildings, especially in tropical climates where cooling is now a necessity," added Assoc Prof Duong.

دانشیار دونگ افزود: «این آئروژل‌ها می‌توانند مصرف انرژی را در ساختمان‌های مسکونی و تجاری، به ویژه در آب و هوای گرمسیری که در حال حاضر خنک‌سازی یک ضرورت است، کاهش دهند.»

کلمات مرتبط