افاق

🌐 افق‌ها

از ریشهٔ «ف-و-ق» یا در کاربردهای مربوط به «فُوق / أفاق» می‌تواند به معنای «به هوش آمد، از بی‌هوشی بیرون آمد، متوجه شد» باشد. در زبان فارسی رایج، «به خود آمد» یا «هوشیار شد» نزدیک‌ترین معناست. همچنین در معنای دیگر می‌تواند به «افق‌ها / کرانه‌ها» هم مربوط شود، ولی در شکل فعلی بیشتر حسِ «به‌هوش آمدن» دارد.

اسم (noun)

📌 ولگرد

دیکشنری عربی به فارسی

📌 افق

📌 دیدگاه‌ها

جمله سازی با افاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ليس هناك ادنى شك ان الدراسة والعيش هنا سيثري خبرتكم التعليمية و سينقلكم الى افاق جديدة.

شکی نیست که تحصیل و زندگی در اینجا، تجربه آموزشی شما را غنی‌تر کرده و شما را به افق‌های جدیدی خواهد برد.

💡 افاقَت المدينةُ على صوت الأذان والناس يستعدون ليومٍ جديد.

شهر با صدای اذان از خواب بیدار شد و مردم خود را برای روزی نو آماده می کردند.

💡 بعد الحادث، افاقَ الرجلُ وهو يشعر بألمٍ في ذراعه ورأسه.

پس از تصادف، مرد با احساس درد در بازو و سرش از خواب بیدار شد.

💡 افاقَ الطفلُ من نومه مبكرًا وذهب إلى المدرسة قبل شروق الشمس.

کودک صبح زود از خواب بیدار می‌شد و قبل از طلوع آفتاب به مدرسه می‌رفت.

💡 ‬لم يكن االنسان يتلقى‬ ‫تعليمه من اجل المال بل من اجل توسيع افاق المعرفة‪

مردم برای پول درس نمی‌خواندند، بلکه برای گسترش افق دانش خود به تحصیل می‌پرداختند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران