أغمي عليه

🌐 کونک

یعنی «بر او غش رفت» یا «از هوش رفت»؛ این عبارت برای توصیف کسی به کار می‌رود که هوشیاری‌اش را از دست داده است، مثل «أغمي عليه من شدة التعب».

فعل (verb)

📌 کم نور

📌 از حال رفتن

دیکشنری عربی به فارسی

📌 او بیهوش شد

📌 او از حال رفت

جمله سازی با أغمي عليه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بعد الحادث، أغمي عليه من الصدمة ولم يتمكنوا من إيقاظه.

بعد از تصادف، او از شدت شوک بیهوش شد و آنها نتوانستند او را بیدار کنند.

💡 كانَ الجوُّ حارًا جدًا، ف اغمي عليه وهوَ يعملُ تحتَ الشمسِ ساعاتٍ طويلة.

هوا خیلی گرم بود، به همین دلیل او در حالی که ساعت‌های طولانی زیر آفتاب کار می‌کرد، غش کرد.

💡 و بعد أن أغمي عليه في أحد الأيام من الإرهاق، فقد قدرته على رؤية اللون الأخضر حتى لو ركز لساعات.

بعد از اینکه یک روز از خستگی غش کرد، حتی اگر ساعت‌ها تمرکز می‌کرد، توانایی دیدن رنگ سبز را از دست می‌داد.

💡 اغمي عليه بعدَ سماعِ النتيجةِ المؤلمةِ مباشرةً في المستشفى.

او بلافاصله پس از شنیدن نتیجه دردناک در بیمارستان از حال رفت.

💡 عندما رأى الدمَ لأولِ مرةٍ، اغمي عليه أمامَ الجميعِ من شدةِ الخوف.

وقتی برای اولین بار خون را دید، از شدت وحشت، جلوی همه غش کرد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران