یشعر
🌐 او احساس میکند
دیکشنری عربی به فارسی
📌 احساس
📌 حس
📌 تجربه
📌 آگاه کردن
جمله سازی با یشعر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عندما يكون العمل مجدی، يشعر الموظفون أن جهودهم تؤدي إلى نتائج واضحة.
وقتی کار ارزشمند باشد، کارکنان احساس میکنند که تلاشهایشان منجر به نتایج ملموس میشود.
💡 عندما وَاصْدِقْ في وعدك، يشعر الآخرون بالأمان ويثقون بك أكثر.
وقتی به قول خود عمل میکنید، دیگران احساس امنیت بیشتری میکنند و بیشتر به شما اعتماد میکنند.
💡 نبتغی تحسينَ الخدمة في المستشفى حتى يشعر المرضى بالراحة والاهتمام.
هدف ما بهبود خدمات در بیمارستان است تا بیماران احساس راحتی و مراقبت داشته باشند.
💡 ادمن العاملُ الجلوس الطويل أمام الشاشة فبدأ يشعر بآلام الظهر.
این کارگر به نشستن طولانی مدت جلوی صفحه نمایش معتاد شد و کمردرد را تجربه کرد.
💡 حاولت الممرضة أن ليمسن الجرح بلطف حتى لا يشعر الطفل بالألم.
پرستار سعی کرد به آرامی زخم را لمس کند تا کودک درد را احساس نکند.
💡 يشعر بعض الطلاب بالنقص إذا قارنوا أنفسهم بغيرهم بشكل دائم.
بعضی از دانشآموزان اگر دائماً خودشان را با دیگران مقایسه کنند، احساس حقارت میکنند.
💡 يشعر الطفل الأمان عندما يكون قريبًا من أسرته في مكانٍ هادئ ومحبّب.
کودک وقتی در مکانی آرام و دوستداشتنی در کنار خانوادهاش است، احساس امنیت میکند.
💡 يشعر الطلاب بالمزيد من الثقة بعد تلقيهم شرحًا واضحًا ومبسطًا.
دانشآموزان پس از دریافت توضیحی واضح و ساده، احساس اعتماد به نفس بیشتری میکنند.
💡 يشعر بعض الطلاب بالاضطراب قبل الامتحان رغم استعدادهم الجيد للمادة.
برخی از دانشآموزان با وجود آمادگی کامل، قبل از امتحان احساس اضطراب میکنند.
💡 وءاتينٰه الدواءَ في موعده، فبدأ يشعر بالتحسن بعد ساعاتٍ قليلة.
ما دارو را سر وقت به او دادیم و بعد از چند ساعت حالش رو به بهبود رفت.
💡 عادَ المسافرُ إلى المدينة ما وھو يشعر بالتعب بعد رحلةٍ طويلة.
مسافر پس از سفری طولانی، خسته به شهر بازگشت.