يوقع

🌐 علامت

«يُوقِع» از ریشهٔ «أوقع» است و به معنای «واقع می‌کند، سبب وقوع می‌شود، می‌اندازد / برمی‌افکند» است. این فعل هم در معنای «سبب شدنِ رخداد چیزی» و هم در معنای «انداختن و افکندن» به کار می‌رود. در فارسی می‌توان آن را «به وقوع می‌پیوندد» یا «سبب می‌شود» و گاهی «می‌افکند» ترجمه کرد، بسته به متن.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 علامت

📌 دستخط

📌 قطره

📌 وارد می‌کند

📌 دقیق‌ها

📌 به دام انداختن

جمله سازی با يوقع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شاهد الجمهور جايمس کان وهو يوقع الكتب للمعجبين عند المدخل.

تماشاگران شاهد امضای کتاب‌های جیمز کان برای طرفداران در ورودی بودند.

💡 فخذوه معكم إلى المكتب حتى يوقع على الأوراق اللازمة.

او را با خود به دفتر ببرید تا بتواند مدارک لازم را امضا کند.

💡 في القصة القديمة، وقتلوه بعد أن رفض أن يوقع الوثيقة.

در داستان قدیمی، آنها پس از اینکه او از امضای سند خودداری کرد، او را کشتند.

💡 لم يوقع المدير إلا بعد املوافقة النهائية من اللجنة المختصة.

مدیر تا زمانی که تایید نهایی از کمیته مربوطه اخذ نشده بود، امضا نکرد.

💡 طُلب منه أن يوقع على الورقة، لكنه فامتنع لأنه لم يقرأ الشروط جيدًا.

از او خواسته شد که کاغذ را امضا کند، اما او امتناع کرد زیرا مفاد آن را با دقت نخوانده بود.

💡 راجع الموظف المبالغ المسجلة في الفاتورة قبل أن يوقع عليها رسميًا.

کارمند قبل از امضای رسمی فاکتور، مبالغ ثبت شده در آن را بررسی کرد.

کلمات مرتبط