يوفي
🌐 یوفی
دیکشنری عربی به فارسی
📌 یووی
📌 ایوف
📌 برآورده کردن
📌 او باید بپردازد
جمله سازی با يوفي
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 ألكون ااشخص الذي يوفي بوعوده رغم مصاعب الحياة
من از آن دسته آدمهایی هستم که با وجود مشکلات زندگی، به قولهایشان عمل میکنند.
💡 عندما أفكر أنني كدت أتسبب في قتلك يوفي لا أسامح نفسي مطلقاً
وقتی فکر میکنم که نزدیک بود باعث مرگت شوم، یوفی، هرگز نمیتوانم خودم را ببخشم.
💡 يوفی التاجر ديونه في الوقت المحدد دون تأخير.
تاجر بدهیهایش را سر وقت و بدون تأخیر پرداخت میکند.
💡 ونظم يوفي هذا المؤتمر ثم نشر تقريرا صحفيا، وكشف للباحثين في جميع أنحاء العالم العلوم والتكنولوجيا ماسمي لاحقا بالرادار.
یوفی این کنفرانس را ترتیب داد و سپس یک گزارش مطبوعاتی منتشر کرد و علم و فناوریای را که بعدها رادار نامیده شد، برای محققان سراسر جهان آشکار ساخت.