يندب

🌐 نوحه سرایی

این فعل از ریشه «ندب» به معنی «فراخواندن، مأمور کردن، گماشتن، تعیین کردن» است. «يندب» یعنی «او را برای کاری می‌گمارد» یا «به مأموریت می‌فرستد». گاهی هم در معنای «دعوت به انجام کاری» به کار می‌رود.

جمله سازی با يندب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يندبُ المديرُ الموظفَ الجديدَ إلى حضورِ الدورةِ التدريبيةِ غدًا.

مدیر به کارمند جدید مأموریت می‌دهد که فردا در دوره آموزشی شرکت کند.

💡 يندبُ الأبُ ابنهُ إلى الاجتهادِ في الدراسةِ قبلَ الامتحاناتِ.

پدر پسرش را تشویق می‌کند که قبل از امتحانات سخت درس بخواند.

💡 ينبغي أن يندب أيضا لهذا الغرض الأشخاص الذين في الكنائس هي الأكثر مناسبة للمجتهد وأهداف أعلاه.

کسانی که در کلیساها برای کوشا بودن و اهداف فوق مناسب‌تر هستند نیز باید برای این منظور فراخوانده شوند.

💡 يندبُ الطبيبُ الممرضةَ لمساعدتهِ في العنايةِ بالمريضِ الطاعنِ في السنِّ.

پزشک، پرستاری را برای کمک به مراقبت از بیمار مسن تعیین می‌کند.

💡 غالباً ما يندب السياسيون والنقاد من جميع الأوساط على حالة الديمقراطية المستقطبة.

سیاستمداران و منتقدان از هر قشری اغلب از وضعیت دموکراسی قطبی‌شده ابراز تاسف می‌کنند.

💡 غالبًا ما يندب الناس على الشخصيات المضطهدة الذين قاتلوا بشجاعة.

مردم اغلب برای چهره‌های مظلومی که شجاعانه جنگیدند، سوگواری می‌کنند.

کلمات مرتبط