يَنام

🌐 او می‌خوابد.

می‌خوابد؛ این فعل از ریشه «نام» است و برای مفرد مذکر به معنای خوابیدن یا در حالت خواب بودن به کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 خواب

📌 به خواب رفتن

📌 برو به رختخواب

جمله سازی با يَنام

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬ونافس الديك يف االستيقاظ مبك ًرا والرصاخ أيضً ا‬ ‫مام جعل والده ينام يف الصحيفة بني حني وآخر‪.

خروس با بقیه در زود بیدار شدن و قوقولی قوقو کردن رقابت می‌کرد، که باعث می‌شد پدرش گهگاه توی روزنامه خوابش ببرد.

💡 الطفل الصغير ينام بهدوء حين يسمع صوت المطر خارج النافذة.

کودک خردسال با شنیدن صدای باران از پشت پنجره، آرام آرام به خواب می‌رود.

💡 نبهتْها الأم كان أنه على الطفل أن ينام مبكرًا هذه الليلة.

مادر به او یادآوری کرد که کودک باید آن شب زود به رختخواب برود.

💡 يفضّل أبي أن ينام قليلًا بعد وقتِ الغداء ليستعيد نشاطه.

پدرم ترجیح می‌دهد بعد از ناهار چرت کوتاهی بزند تا انرژی‌اش را بازیابد.

💡 يحکا الطفلُ قصةَ النوم بصوتٍ منخفضٍ قبل أن ينام.

کودک قبل از خواب، داستان قبل از خواب را با صدای آهسته تعریف می‌کند.

💡 كان حني يراجع الدرس كل مساء قبل أن ينام.

هانی هر روز عصر قبل از خواب درس را مرور می‌کرد.

💡 في لیلة الامتحان، لم ينام الطلاب إلا قليلاً من شدة القلق.

شب امتحان، دانش‌آموزان از شدت اضطراب به سختی خوابیدند.

💡 ترتاح الأم قليلًا بعد أن ينام الأطفال في المساء.

بعد از اینکه بچه‌ها عصرها می‌خوابند، مادر کمی استراحت می‌کند.

💡 جلست الأم قرب طفلها حتى ينام بهدوء.

مادر کنار فرزندش نشست تا اینکه او آرام به خواب رفت.

💡 بعد يومٍ طويلٍ في العمل، ينام الأب مبكرًا ليستعيد نشاطه.

بعد از یک روز طولانی کاری، پدر زود به رختخواب می‌رود تا انرژی‌اش را بازیابد.

💡 ‬فكانت هتسأله بس قالت أسيبه ينام الساعة دي قبل‬ ‫التدريب‪.

می‌خواست از او بپرسد، اما گفت که اجازه می‌دهد این ساعت قبل از تمرین بخوابد.

💡 ترکته ينام باكرًا حتى لا أزعجه.

گذاشتم زود بخوابه که مزاحمش نشم.

کلمات مرتبط