يمني

🌐 یمنی

«يمني» می‌تواند به دو معنا باشد: یکی «یمنی» یعنی «منسوب به یمن»؛ و دیگری در بعضی کاربردها به عنوان فعل / صورت زبانی مرتبط با «تمنّی» در متن خاص. اما در حالت رایجِ واژگانی، «يمني» یعنی «یمنی» یا «وابسته به یمن». مثلاً «رجل يمني» یعنی «مردی یمنی».

اسم (noun)

📌 یمنی

صفت (adjective)

📌 راست دست

صفت / اسم (adjective / noun)

📌 یمنی

جمله سازی با يمني

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 على الطاولة يوجد كتاب يمني يتحدث عن تاريخ صنعاء.

روی میز یک کتاب یمنی است که درباره تاریخ صنعا صحبت می‌کند.

💡 السهم على اللوحة يمني إلى المدخل الرئيسي للمستشفى.

فلش روی تابلو، درست به ورودی اصلی بیمارستان اشاره می‌کند.

💡 سألني الزائر عن طبق يمني مشهور في بلده.

آن بازدیدکننده از من درباره یک غذای یمنی که در کشورش معروف است پرسید.

💡 هذا الطريق يمني إلى السوق القديم في وسط المدينة.

این جاده از یمن به بازار قدیمی در مرکز شهر منتهی می‌شود.

💡 تناولنا في المطعم طبقًا يمني ًا لذيذًا مع الخبز الطازج.

ما در رستوران یک غذای یمنی خوشمزه با نان تازه خوردیم.

💡 جدي يمني الأصل ويعيش في هذه المدينة منذ سنوات طويلة.

پدربزرگ من اصالتاً یمنی است و سال‌ها در این شهر زندگی کرده است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران