يمازج
🌐 مخلوطها
این فعل از ریشه «م ز ج» به معنی «در هم میآمیزد، مخلوط میکند، آمیخته میسازد» است. «يمازج» معمولاً به ترکیب دو چیز، آمیزش رنگها، طعمها یا عناصر مختلف اشاره دارد و معنای کلی آن «مخلوط میکند / میآمیزد» است.
فعل (verb)
📌 بچه
📌 ترکیب با
📌 مخلوط کردن با
جمله سازی با يمازج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يمازج الرسام بين الأزرق والأبيض ليصنع لونًا هادئًا يريح العين.
نقاش با ترکیب رنگهای آبی و سفید، رنگی آرامشبخش خلق کرده که چشم را آرام میکند.
💡 يمازج الشاعر بين الحزن والأمل في قصيدته ليمنحها عمقًا جميلًا.
شاعر در شعر خود غم و امید را در هم میآمیزد و به آن عمق زیبایی میبخشد.
💡 يمازج الطاهي بين التوابل المختلفة بحذر حتى لا يطغى طعمٌ على آخر.
سرآشپز ادویههای مختلف را با دقت مخلوط میکند تا هیچ طعمی بر دیگری غلبه نکند.