يسجن

🌐 زندانی

یعنی «زندانی می‌کند» یا «به زندان می‌افکند». این فعل به قرار دادن شخص در زندان یا بازداشت طولانی‌مدت اشاره دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 زندانی شدن

📌 زندانی کردن

📌 زندان

📌 زندانی

📌 به زندان رفتن

جمله سازی با يسجن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 أنا آسف، ولكنني لن يسجن مرة أخرى.

متاسفم، اما دوباره زندانی نخواهم شد.

💡 قد يسجن القانون كل من يثبت عليه التزوير.

قانون می‌تواند هر کسی را که به جرم جعل مجرم شناخته شود، زندانی کند.

💡 في القصص التاريخية، كان الحاكم يسجن المعارضين بلا محاكمة عادلة.

در روایات تاریخی، حاکم، مخالفان را بدون محاکمه عادلانه زندانی می‌کرد.

💡 إذ ينبغي ألا يسجن الصحفيون لقيامهم بعملهم.

روزنامه‌نگاران نباید به خاطر انجام وظیفه‌شان زندانی شوند.

💡 قررت المحكمة أن يسجن المتهم لمدة خمس سنوات.

دادگاه تصمیم گرفت متهم را به پنج سال زندان محکوم کند.

💡 كان الديكتاتور القاسي يسجن أي شخص تجرأ على معارضة حكمه.

دیکتاتور ظالم هر کسی را که جرات مخالفت با حکومتش را داشت، زندانی می‌کرد.

کلمات مرتبط