يرفق
🌐 پیوست
این فعل از ریشه «رفق» به معنای «مهربان بودن، مدارا کردن، با نرمی رفتار کردن» است. در بسیاری از کاربردها، کسی که يرفق میکند با دیگران سختگیر نیست و با آرامش و ملایمت رفتار میکند. پس يرفق یعنی «او با نرمی و مدارا رفتار میکند».
دیکشنری عربی به فارسی
📌 ضمیمه کردن
📌 ضمیمه شده به
📌 محصور کردن
📌 همراهی کردن
📌 متصل بودن به
جمله سازی با يرفق
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 يرفق الطالب صور المستندات قبل إرسال الملف عبر البريد.
دانشجو قبل از ارسال پرونده از طریق پست، عکسهای مدارک را پیوست میکند.
💡 يرفق الموظف نسخة من الهوية مع نموذج الطلب الإلكتروني.
کارمند یک کپی از مدرک شناسایی خود را به فرم درخواست الکترونیکی پیوست میکند.
💡 يرفق الطبيب تقريرًا مفصلًا مع وصفة العلاج للمريض.
پزشک گزارش مفصلی را به نسخه بیمار پیوست میکند.
💡 وبعد ان ِ تمنيت ان يرفق في خانة اسم الزوجة في بطاقة هويتي.
و بعد از اینکه آرزو کردم که در شناسنامهام در قسمت نام همسرم ثبت شود.