اطرافي

🌐 اندام‌های من

این واژه به معنی «اطرافم»، «پیرامون من» یا «دور و بر من» است، چون «ـي» ضمیر متصل اول‌شخص مفرد (من) را نشان می‌دهد. بنابراین «اطرافي» یعنی اطرافِ من یا چیزهایی که در پیرامون من قرار دارند. این ساختار در فارسی هم قابل فهم است و معمولاً با «اطرافم» ترجمه می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 اندام های من

📌 چاکراهای من

📌 لگن من

جمله سازی با اطرافي

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بعد المشي الطويل، أصبحت اطرافي متعبة وتحتاج إلى راحةٍ ونومٍ جيد.

بعد از یک پیاده‌روی طولانی، دست و پایم خسته شد و به استراحت و خواب شبانه نیاز داشتم.

💡 نصحني الطبيب أن أحرك اطرافي كل ساعة إذا كنتُ أجلس طويلًا.

دکتر به من توصیه کرد که اگر برای مدت طولانی می‌نشینم، هر ساعت اندام‌هایم را حرکت دهم.

💡 أشعر أحيانًا ببرودةٍ في اطرافي عندما تنخفض درجة الحرارة كثيرًا.

بعضی وقت‌ها وقتی دما خیلی پایین می‌آید، در اندام‌های انتهایی‌ام احساس سرما می‌کنم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران