اطراف

🌐 طرفین

«اطراف» جمعِ «طرف» است و به معنای «کناره‌ها»، «حاشیه‌ها»، «جوانب» یا «اطراف و اکناف» به کار می‌رود. این واژه هم برای اشاره به بخش‌های پیرامونی یک چیز و هم برای مناطق و نواحی اطراف یک شهر یا مکان استفاده می‌شود. در فارسی نیز «اطراف» بسیار رایج شده و تقریباً همان معنای عربی را حفظ کرده است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 مهمانی

📌 لبه ی

📌 قطعات

📌 پایان می یابد

📌 مهمانی‌ها

📌 حاشیه

جمله سازی با اطراف

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بدأ الحديث اطراف القاعة عندما وصل الضيوف متأخرين.

وقتی مهمان‌ها دیر رسیدند، صحبت‌ها از گوشه و کنار سالن شروع شد.

💡 وقف الحارس عند اطراف علی الطريق يراقب السيارات القادمة بسرعة.

نگهبان کنار جاده ایستاده بود و ماشین‌هایی را که با سرعت از راه می‌رسیدند، تماشا می‌کرد.

💡 لا يظهر هذا التعبير شائعًا في الاستعمال اليومي، لكن الكاتب وضعه في عنوانٍ قديمٍ: اطراف عیل.

این عبارت در گفتار روزمره رایج به نظر نمی‌رسد، اما نویسنده آن را در یک عنوان قدیمی قرار داده است: لبه‌های ایل.

💡 في المشهد التالي، سار الرجل إلى اطراف علی النهر ليتأكد من سلامة القارب.

در صحنه بعدی، مرد به لبه رودخانه رفت تا ایمنی قایق را بررسی کند.

💡 جلستُ في اطراف الغرفة حتى أستمع إلى النقاش دون أن أقطع حديث الآخرين.

من در گوشه اتاق نشستم تا بتوانم بدون اینکه حرف دیگران را قطع کنم، به بحث گوش دهم.

💡 تبادل الحاضرون الحديث اطراف الحفل قبل بدء الفقرة الرئيسية.

قبل از شروع بخش اصلی مراسم، شرکت‌کنندگان با یکدیگر خوش و بش کردند.

💡 دار الحديث اطراف المجلس حول أزمة المياه في القرية.

بحث میان اعضای شورا حول محور بحران آب در روستا می‌چرخید.

💡 في المساء، يمشي الأطفال على اطراف الحديقة ويجمعون الأوراق اليابسة.

عصرها بچه‌ها در امتداد لبه‌های باغ قدم می‌زنند و برگ‌های خشک جمع می‌کنند.

کلمات مرتبط