اطرافه
🌐 لبههای آن
این واژه معمولاً به معنی «اطرافِ او» یا «جوانبِ آن» است، زیرا «ـه» ضمیر متصلِ سومشخص مفرد مذکر است. پس «اطرافه» یعنی اطرافِ او، پیرامونِ او، یا بخشهای پیرامونیِ آن چیز / آن شخص. این ساختار در عربی بسیار معمول است و در فارسی نیز با «اطرافش» یا «اطرافِ آن» برگردانده میشود.
اسم (noun)
📌 اندام
جمله سازی با اطرافه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شعر الرياضي بألمٍ في اطرافه بعد التمرين الطويل والجري المتواصل.
این ورزشکار پس از تمرین طولانی و دویدن مداوم، در اندام های خود احساس درد کرد.
💡 كانت اطرافه باردةً بسبب الوقوف الطويل في الهواء الشتوي.
دست و پایش از بس که در هوای زمستانی ایستاده بود، سرد شده بود.
💡 انه لم يفقد اي طرف من اطرافه او عينه او حتي يفقد السيطره علي مثانته
او هیچ یک از اندامهایش، چشمش یا حتی کنترل مثانهاش را از دست نداد.
💡 وقف الرجل يتفقد اطرافه بعد الحادث ليطمئن على سلامته.
مرد پس از تصادف ایستاد و اندامهایش را بررسی کرد تا مطمئن شود که در امان است.