يدبب

🌐 میلرزد.

«يُدَبِّبُ» یا به‌صورت نوشتاری نزدیک به «يدبب» می‌تواند به فعلی اشاره کند که از ریشه‌ی «دبّ» با باب‌های مختلف ساخته شده باشد، هرچند این شکل به‌تنهایی بسیار رایج و استاندارد نیست. اگر مقصود «دَبَّبَ» یا فعلی با تضعیف باشد، ممکن است معنیِ «به خزیدن واداشتن، آهسته حرکت دادن» یا «حرکت دادن به‌صورت خزنده» بدهد، ولی برای معنی دقیق به متن نیاز است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 تیز کردن

📌 مخروطی

جمله سازی با يدبب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 يدبب الطاهي التوابل على الطعام ثم يقدمه للضيوف ساخنًا.

سرآشپز ادویه‌ها را روی غذا می‌پاشد و سپس آن را داغ برای مهمانان سرو می‌کند.

💡 ‬ويف هبسا الكبدد يدبب أن أذتبر الانبصن‬ ‫الكعيبببر ركبببر البببدين دينيبببح البببسي وضبببعني يف تأوق سبببك لبببحيح

و اگر کبد آسیب ببیند، طوری آسیب خواهد دید که من هم آسیب خواهم دید.

💡 يدبب الرسام الألوان على القماش ليصنع لوحةً مميزة وجذابة.

نقاش رنگ‌ها را روی بوم می‌ریزد تا نقاشی متمایز و جذابی خلق کند.

💡 يدبب العامل المادة على الجدار بحركةٍ دقيقة حتى تتوزع بالتساوي.

کارگر با حرکتی دقیق مواد را روی دیوار اعمال می‌کند تا به طور مساوی توزیع شود.

💡 ‫تببصن ألمببور تهببسث أن لقببوض أي يدبب أخببرى‪

طبسن المبور ثبث عن لقبوده آی یدب اخباری

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران