يَخْفِقُ وَقَلْبُها
🌐 قلبش میتپد.
یعنی «میتپد و قلب او بهتندی میزند» یا «قلبش از هیجان، ترس یا اضطراب میلرزد». واژهی يخفق برای تپش شدید و نامنظم قلب بهکار میرود و وقلبها یعنی «و قلب او / او (مونث)».
جمله سازی با يَخْفِقُ وَقَلْبُها
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 أثناء المقابلة المهمة، أخذ يخفق وقلبها بقوة بسبب التوتر والخوف من الفشل.
در طول مصاحبه مهم، قلبش به شدت شروع به تپیدن کرد و قفسه سینهاش از شدت استرس و ترس از شکست بالا و پایین میرفت.
💡 عندما رأت ابنها يعود سالمًا، بدأ يخفق وقلبها من شدة الفرح والارتياح.
وقتی دید پسرش صحیح و سالم برگشته، قلبش از شادی و آسودگی شروع به تپیدن کرد.
💡 مع أول صوت للباب ليلًا، شعرت أن يخفق وقلبها بسرعة غير معتادة.
با اولین صدای در در شب، احساس کرد قلبش به طور غیرمعمولی تند و تیز میشود.