يخفق

🌐 شکست

یعنی «می‌تپد، می‌لرزد، به‌تندی می‌زند». این فعل بیشتر برای قلب به کار می‌رود: «يخفق القلب» یعنی «قلب می‌تپد». گاهی هم برای پرچم یا چیزهایی که در باد می‌جنبند استعمال می‌شود. در فارسی، «تپیدن»، «به تپش افتادن» یا «بال‌بال زدن / جنبیدن» بسته به سیاق.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 شکست

📌 ضرب و شتم

📌 مسابقه

📌 نتواند

📌 بال بال زدن

📌 تپش

جمله سازی با يخفق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بعد الفوز في المسابقة، يخفق قلبه من الفرح والحماس.

پس از پیروزی در مسابقه، قلبش از شادی و هیجان می‌تپد.

💡 ‬لم يصدق اذنيه وإنما‬ ‫التف بفرح وقلبه يخفق بشده‪.

باورش نمی‌شد، اما با شادی برگشت و قلبش به شدت می‌تپید.

💡 السقوط المُرَوِّع في قطار الملاهي جعل قلبي يخفق بشدة من الإثارة.

سقوط وحشتناک روی ترن هوایی باعث شد قلبم از شدت هیجان به تپش بیفتد.

💡 شعرت بنظراته عليها من بعيد، جعلت قلبها يخفق بسرعة.

نگاه خیره‌ی او را از دوردست‌ها حس کرد و ضربان قلبش تندتر شد.

💡 ‬‬‫دظرن لبا ضدد ىة وشل ى يخفق حوأ ى ولضاذا تذتر ة‬ ‫ته ابم‬ ‫أعل‪.

من نمی‌دانم مشکلم چیست، برای همین در بالا اشاره کردم.

💡 أو المرء الذي يخفق قلبه بمشاعر الرضى والغرور لدى سماع ذكر اسمه فيجد نفسه ممدوحًا وموضع إعجاب الآخرين.

یا کسی که با شنیدن نامش، قلبش از احساس رضایت و غرور می‌تپد، و خود را مورد ستایش و تحسین دیگران می‌بیند.

کلمات مرتبط