يحفر
🌐 حفاری
دیکشنری عربی به فارسی
📌 حفاری
📌 مته
📌 کندهکاری
📌 نقب زدن
📌 حفاری کردن
جمله سازی با يحفر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 على مؤدي التمني أن يحفر تفاصيل المكان في ذاكرته
کسی که آرزو میکند باید جزئیات مکان را در حافظه خود حک کند.
💡 فريق الصيانة يحفر قرب الطريق لإصلاح الكابلات تحت الأرض.
تیم تعمیر و نگهداری در حال حفاری در نزدیکی جاده برای تعمیر کابلهای زیرزمینی است.
💡 وبينما كان بولي يحفر بئرا ً سقط حجر فوق رأسه وأرداه قتيالً.
در حالی که بولی مشغول کندن چاه بود، سنگی بر سرش افتاد و او را کشت.
💡 العامل يحفر في الأرض لمد أنابيب المياه الجديدة.
کارگر در حال کندن زمین برای گذاشتن لولههای آب جدید است.
💡 كان كلب ترير يحفر في الحديقة بحماس، فاضطر صاحب المنزل إلى منعه بلطف.
این سگ تریر با اشتیاق در حال کندن زمین در باغچه بود، بنابراین صاحب خانه مجبور شد به آرامی جلوی او را بگیرد.