يحصل

🌐 او بدست می‌آورد

فعل مضارع از ریشه «حصل» و به معنای «به‌دست می‌آورد، حاصل می‌شود، رخ می‌دهد» است.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 می‌شود

📌 اتفاق افتادن

📌 دریافت

📌 بدست آوردن

📌 گرفتن

📌 در حال انجام

جمله سازی با يحصل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 الطالب يشعر أن جهده لم يضِع عندما يحصل على نتيجة جيدة في النهاية.

دانش‌آموز وقتی در نهایت نتیجه خوبی می‌گیرد، احساس می‌کند که تلاشش هدر نرفته است.

💡 يتخبط الموظف في قراراته إذا لم يحصل على معلومات واضحة.

اگر کارمند اطلاعات شفافی دریافت نکند، در تصمیم‌گیری‌هایش دچار مشکل خواهد شد.

💡 يلح الصحفي بأسئلته حتى يحصل على إجابة واضحة من المسؤول.

روزنامه‌نگار تا زمانی که پاسخ روشنی از مقام رسمی دریافت نکند، به سوالات خود ادامه می‌دهد.

💡 أحياناً يحصل تأخير بسيط بسبب الازدحام المروري في المدينة.

گاهی اوقات به دلیل ترافیک سنگین در شهر، کمی تأخیر وجود دارد.

💡 يضعف الجسم عندما لا يحصل على النوم الكافي والغذاء المناسب.

بدن وقتی خواب کافی و تغذیه مناسب نداشته باشد، ضعیف می‌شود.

💡 وصف الأب الألم هذا للمعالج حتى يحصل على التشخيص الصحيح.

پدر این درد را برای درمانگر توصیف کرد تا بتواند تشخیص صحیح را دریافت کند.

💡 الطالب يحصل على المعلومة بسرعة عندما يراجع الدرس بانتظام.

دانش‌آموز وقتی درس را مرتب مرور می‌کند، اطلاعات را سریع دریافت می‌کند.

💡 لو واصل الطالب جهده، فقد يحصل على نتيجة ممتازة.

اگر دانش‌آموز به تلاش خود ادامه دهد، ممکن است نتیجه‌ی بسیار خوبی بگیرد.

💡 علي يحصل على نتائجَ ممتازةٍ كلَّ عامٍ بفضلِ اجتهادهِ ومتابعةِ معلّميهِ.

علی به لطف سخت‌کوشی و راهنمایی‌های معلمانش هر سال نتایج عالی می‌گیرد.

💡 قال المدير إن النجاح لن يحصل مهما تأخرت النتائج في البداية.

مدیر گفت که فارغ از اینکه نتایج در ابتدا چقدر به تأخیر بیفتند، موفقیت حاصل نخواهد شد.

💡 كل من يلتزم بالقوانين يحصل علی احترام الناس وثقتهم.

هر کسی که به قانون پایبند باشد، احترام و اعتماد مردم را به دست می‌آورد.

💡 ‬إنه يسعى إلى تحقيق األسباب حتى يحصل على‬ ‫النتائج‪

او در پی فهم علت‌هاست تا به نتایج دست یابد.

💡 العملُ المتواصل يَشُقّ على الجسم إذا لم يحصل الإنسان على قسطٍ كافٍ من الراحة.

کار مداوم اگر فرد به اندازه کافی استراحت نکند، برای بدن سخت است.

کلمات مرتبط