يتمزق

🌐 اشک می‌ریزد.

یعنی «پاره می‌شود، دریده می‌شود، یا از هم می‌گسلد»؛ هم برای پارچه و اشیا و هم به‌صورت مجازی برای اوضاع سخت یا دلِ شکسته به‌کار می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 پارگی

📌 پاره کردن

📌 اشک

📌 پاره شده است

📌 از هم پاشیده شدن

📌 شکستن

جمله سازی با يتمزق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وقف الصياد قرب الشبك ليتأكد من أنه لم يتمزق أثناء الليل.

ماهیگیر نزدیک تور ایستاد تا مطمئن شود که در طول شب پاره نشده است.

💡 فانفخ في البالون برفق حتى لا يتمزق بسرعة.

به آرامی در بادکنک فوت کنید تا سریع پاره نشود.

💡 وكنت أضحك، لكن قلبي كان يتمزق داخلي.

داشتم می‌خندیدم، اما قلبم داشت از درون می‌شکست.

💡 ‫رحت أعضه بقوة حتى أحسست بلحم ذراعه يكاد يتمزق بين أسناني‪

محکم گازش گرفتم تا جایی که حس کردم گوشت بازویش دارد بین دندان‌هایم پاره می‌شود.

💡 يحتاج الحذاء إلى غرزة قوية حتى يبقى ثابتًا ولا يتمزق بسهولة.

این کفش به دوخت محکمی نیاز دارد تا پایدار بماند و به راحتی پاره نشود.

💡 في العاصفة القوية قد يتمزق الشراع إذا لم يُحكم ربطه جيدًا.

در یک طوفان شدید، اگر بادبان محکم بسته نشده باشد، ممکن است پاره شود.

کلمات مرتبط