يترتب

🌐 لازم است

یَتَرَتَّب به معنای «بر چیزی مترتب شدن، نتیجه دادن، لازم آمدن، به دنبال چیزی پیش آمدن» است. این فعل در فارسی خیلی نزدیک به «بر آن مترتب است که…» یا «از آن نتیجه می‌شود که…» به کار می‌رود. مثلاً می‌گویند «از این کار، این نتیجه مترتب می‌شود».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نتیجه

📌 مستلزم

📌 متعاقب

📌 دنبال می‌کند

📌 پیامدها

📌 متعاقباً

جمله سازی با يترتب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وكما أقررنا به في مناسبات مختلفة، ليس السلام انعداما للصراع وحسب؛ بل يترتب عليه جهد واعٍ للإبداع والتمكين في عقول البشر.

همانطور که در مناسبت‌های مختلف اذعان کرده‌ایم، صلح صرفاً فقدان درگیری نیست؛ بلکه مستلزم تلاشی آگاهانه برای نوآوری و توانمندسازی ذهن انسان‌ها است.

💡 ويقدر عشقهم المحبة إلى حد كبير ولكن يحتاج إلى أن تعطى بطرق داعمة أو المتاعب يترتب عليها.

عشق آنها بسیار قابل تقدیر است، اما باید به شیوه‌های حمایتی ارائه شود، در غیر این صورت مشکل ایجاد خواهد شد.

💡 قال المحامي إن هذا القرار باطل ولا يترتب عليه أي أثر قانوني.

وکیل دادگستری گفت که این تصمیم باطل است و هیچ اثر قانونی ندارد.

💡 ‫بت أشعر باألهمية وأنه يترتب ّ‬ ‫علي‬ ‫ً‬ ‫لبقا‪

کم‌کم احساس کردم مهم هستم و مؤدب بودن بر من واجب است.

💡 هل هذا التصرف جائز شرعًا إذا كانت النية واضحة ولم يترتب عليه ضرر للآخرين؟

آیا این عمل از نظر شرعی در صورتی که نیت پاک باشد و به دیگران آسیبی نرساند، جایز است؟

💡 ‬ولكن هذا من شأنه أن يترتب عليه‬ ‫استنتاج أن الثقافة ألادبية بالتبعية تعيش نفس املأزق

اما این به این نتیجه منجر می‌شود که فرهنگ ادبی، به طور کلی، در حال تجربه همین مخمصه است.

کلمات مرتبط