يتبين

🌐 روشن میشه.

یعنی «روشن می‌شود»، «آشکار می‌گردد» یا «معلوم می‌شود». این فعل برای وقتی است که حقیقت، موضوع، یا مسئله‌ای بعد از ابهام روشن و قابل فهم می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 نشان دادن

📌 ثابت کردن

📌 نشان داده شده در

📌 معلوم می‌شود

📌 منعکس شده در

جمله سازی با يتبين

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ولم يتبين لي أيهما المراد هنا.

اینجا برای من مشخص نیست منظور کدام یک است.

💡 من خلال النقاش، يتبين أن الخلاف كان بسيطًا وليس كبيرًا.

از طریق بحث، مشخص می‌شود که اختلاف نظر جزئی بوده و نه عمده.

💡 ‬واليوم يتبين أن ما كنت‬ ‫أتقاضاه من عملي ما كان ليسد نصف احتياجاتنا‪

امروز معلوم شد که درآمدی که از شغلم داشتم، حتی نیمی از نیازهای ما را هم تأمین نمی‌کرد.

💡 ‬حتى‬ ‫توجهت مجموعة من الرجال لم يتبين الفتى مالمحهم باستثناء واحد كانت تتدفق الرجولة في عضالته‬ ‫ويشرق الضياء من وجنتيه‪

سپس گروهی از مردان نزدیک شدند، اما پسرک نمی‌توانست چهره‌ی آنها را تشخیص دهد، جز یکی از آنها که عضلاتش مردانگی می‌نمود و گونه‌هایش از نور می‌درخشید.

💡 ‬وزمالئي‬ ‫يستيقظون عندما يتبين الخيط األبيض من الخيط األسود من الفجر‪

همکاران من وقتی بیدار می‌شوند که نخ سفید سپیده دم از نخ سیاه شب متمایز شود.

💡 بعد الفحص، يتبين سبب العطل بسرعة أكبر.

پس از بررسی، علت نقص سریع‌تر مشخص می‌شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران