يبطل

🌐 باطل کردن

از ریشه بَطَلَ / أَبْطَلَ به معنی باطل می‌کند، لغو می‌کند، بی‌اثر می‌سازد. در زبان دینی، حقوقی و رسمی زیاد دیده می‌شود و برای چیزی به‌کار می‌رود که اعتبار یا اثرش از بین می‌رود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 باطل کردن

📌 نفی کردن

📌 لغو

📌 جانشین شدن

📌 نادیده گرفتن

جمله سازی با يبطل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 الإهمالُ المستمرُّ يبطل كلَّ جهدٍ جميلٍ بُذِلَ في المشروع.

بی‌توجهی مداوم، تمام تلاش‌های خوبی که برای این پروژه انجام شده را بی‌اثر می‌کند.

💡 هذا القانونُ يبطل العقدَ القديمَ إذا خالف شروطَ السلامة العامة.

این قانون در صورتی که قرارداد قدیمی شرایط ایمنی عمومی را نقض کند، آن را باطل می‌کند.

💡 عدم فعل ذلك قد يبطل المنتج أو الخدمة المقدمة من قبل الطرف الآخر.

عدم انجام این کار ممکن است محصول یا خدمات ارائه شده توسط طرف مقابل را نامعتبر کند.

💡 الكذبُ يبطل الثقةَ بين الأصدقاء مهما طال الزمن.

دروغ گفتن، اعتماد بین دوستان را از بین می‌برد، فرقی نمی‌کند چقدر زمان بگذرد.

💡 إهمال هذه التوصية قد يبطل نتائج العلاج الإيجابية المحتملة.

نادیده گرفتن این توصیه ممکن است نتایج مثبت درمانی بالقوه را خنثی کند.

💡 الوعي بوجود الروح يبطل كل هذه التصريحات المادية التي تعوق الناس أن تكون عباده.

آگاهی از وجود روح، تمام این سخنان مادی را که مانع از بندگی انسان می‌شود، باطل می‌کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران