اصعد

🌐 برو بالا

از ریشهٔ «صعد» و به معنای «بالاتر رفت»، «صعود کرد» یا «بالا برد». در عربی می‌تواند صورت امری هم داشته باشد، یعنی «بالا برو» یا «بلند کن».

فعل (verb)

📌 وارد شدن

📌 بیا بالا.

📌 صعود

📌 بپر سوار شو

جمله سازی با اصعد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تناول العشاء في الكافتيريا اولا, ثم اصعد الينا

اول شام را در کافه تریا بخور، بعد بیا پیش ما.

💡 لتجنب داء المرتفعات، اصعد بشكل تدريجي على مدار عدة أيام.

برای جلوگیری از بیماری ارتفاع، صعود را به تدریج و طی چند روز انجام دهید.

💡 ‬اصعد للسبورة وحدد التوقيت اآلني برسم ساعة كبيرة‬ ‫تتضح للجميع‪.

به سمت تخته بروید و با کشیدن یک ساعت بزرگ که برای همه قابل مشاهده باشد، زمان فعلی را تنظیم کنید.

💡 عندما سمعتُ النداءَ، بدأتُ اصعد الدرجَ بسرعةٍ لألحقَ بالاجتماعِ في الوقتِ المحددِ.

وقتی صدای زنگ را شنیدم، سریع از پله‌ها بالا رفتم تا به موقع به جلسه برسم.

💡 دعني اصعد على تلك السيارة بدلًا عنك.

بذار من به جای تو سوار اون ماشین بشم.

💡 طلبَ المدربُ من اللاعبِ أنْ اصعد إلى المنصّةِ لتسلّمِ الجائزةِ أمامَ الجمهورِ.

مربی از بازیکن خواست که برای دریافت جایزه در مقابل تماشاگران به بالای سکو برود.

کلمات مرتبط