اصطفت
🌐 صف کشیده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 صف کشیده
📌 چیده شده بودند
📌 محدوده بندی شدند
📌 خودش را هماهنگ کرد
جمله سازی با اصطفت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وبموجب هذه وغيرها من الاعتبارات، اصطفت مركوسور إلى جانب المجتمع الدولي في موقفه الذي يكاد يكون إجماعيا.
بر اساس این ملاحظات و ملاحظات دیگر، مرکوسور خود را با جامعه بینالمللی در موضع تقریباً یکپارچهاش همسو کرد.
💡 اصطفت الكتبُ على الرفوف بشكلٍ مرتبٍ وجميل.
کتابها با نظم و ترتیب و زیبایی روی قفسهها چیده شده بودند.
💡 اصطفت الطيور على أسلاك الكهرباء قبل غروب الشمس.
پرندگان قبل از غروب آفتاب روی سیمهای برق صف کشیدند.
💡 مائدة خشبية كبيرة اصطفت عليها قطع مفكوكة من عدة محركات.
یک میز چوبی بزرگ با قطعات جدا شده از چندین موتور چیده شده بود.
💡 اصطفت النساء أمام المركز الصحي منذ ساعات الصباح الأولى.
زنان از ساعات اولیه صبح جلوی مرکز بهداشت صف کشیده بودند.