متناقضة

🌐 متناقض

مؤنثِ «متناقض» است و به معنای «متضاد، ناسازگار، دارای تناقض، در تعارض با هم» می‌آید. برای توصیف سخن، رأی، دو گزاره یا دو حالتِ ناسازگار به‌کار می‌رود.

فعل (verb)

📌 تناقض

اسم (noun)

📌 تناقض

قید (adverb)

📌 در تضاد

صفت (adjective)

📌 متناقض

📌 متناقض‌نما

📌 ناهماهنگ

📌 دوپهلو

دیکشنری عربی به فارسی

📌 خلاف

جمله سازی با متناقضة

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ظهرت في التقرير أرقام متناقضة تحتاج إلى مراجعة عاجلة.

این گزارش حاوی ارقام متناقضی است که نیاز به بررسی فوری دارد.

💡 حاولتُ أن أفهم أصلها الحقيقي لأن الروايات حولها كانت متناقضة جدًا.

من سعی کردم منشأ واقعی آن را بفهمم زیرا روایت‌های مربوط به آن بسیار متناقض بود.

💡 لا يمكن بناء قرار سليم على معلومات متناقضة وغير واضحة.

یک تصمیم درست نمی‌تواند بر اساس اطلاعات متناقض و نامشخص باشد.

کلمات مرتبط