متضارب

🌐 متناقض

به معنی «متعارض، برخوردکننده، متقابل و ناسازگار» است. این واژه می‌تواند برای چیزهایی به کار رود که با هم در تضاد یا برخورد هستند، مانند نظرهای متضارب یا نیروهای متضارب.

صفت (adjective)

📌 متناقض

📌 دچار تضاد شده

📌 ناهماهنگ

جمله سازی با متضارب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تلقّى الفريقُ معلوماتٍ متضارب من أكثرَ من مصدرٍ، فقررَ التحققَ منها جميعًا.

این تیم اطلاعات متناقضی از بیش از یک منبع دریافت کرد، بنابراین تصمیم گرفت همه آنها را تأیید کند.

💡 وصلتْنا تقاريرُ متضارب حول سببِ تأخرِ الرحلةِ الجويةِ في ذلك اليوم.

ما گزارش‌های متناقضی در مورد دلیل تأخیر پرواز در آن روز دریافت کردیم.

💡 ‬بدا‬ ‫وجه جاللته مضطرما بانفعال متضارب ثم التهم قطعة من السجق‬ ‫الساخن وقال وهو يمسح طرف فمه بالفوطة‪:‬‬ ‫ـ مهما قال رايت فإن ما حدث خيانة‪

چهره اعلیحضرت از احساسات متناقض سرخ شد، سپس تکه‌ای سوسیس تند را بلعید و در حالی که گوشه دهانش را با دستمال پاک می‌کرد، گفت: «هرچه رایت بگوید، آنچه اتفاق افتاده خیانت بوده است.»

کلمات مرتبط