وغادر

🌐 و او رفت

این واژه از ریشه «غادر» است و به معنی «و ترک کرد»، «و رها کرد» یا «و رفت» می‌آید. در عربی، «غادر» یعنی محل یا چیزی را ترک کردن. در فارسی می‌توان آن را «و ترک کرد» یا «و کناره گرفت» ترجمه کرد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 و رفت

📌 او رفت

📌 و ترک کردن

📌 رفت

📌 و برو

📌 و بیرون رفتن

جمله سازی با وغادر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حترک العامل الأداة على الطاولة وغادر الغرفة بسرعة.

کارگر ابزار را روی میز گذاشت و به سرعت از اتاق خارج شد.

💡 بعد أن ودّعَ أصدقاءه، وغادر المدينةَ متجهًا إلى مكانِ عملٍ جديد.

پس از خداحافظی با دوستانش، شهر را به مقصد محل کار جدید ترک کرد.

💡 تلقّى اتصالًا مفاجئًا، وغادر القاعةَ مسرعًا من دونِ أن يشرحَ السبب.

او ناگهان تماسی دریافت کرد و بدون اینکه دلیلش را توضیح دهد، به سرعت سالن را ترک کرد.

💡 طلب البائع ثمن الكتاب الدينار واحدًا، فدفعه الزبون وغادر مبتسمًا.

فروشنده برای کتاب یک دینار خواست، مشتری آن را پرداخت و خندان بیرون رفت.

💡 انتهى الاجتماعُ مبكرًا، وغادر المديرُ المكتبَ قبلَ وصولِ الضيوفِ بقليل.

جلسه زودتر از موعد تمام شد و مدیر کمی قبل از رسیدن مهمانان، دفتر را ترک کرد.

💡 في هذه القصة، قال هقدر مش ثم ابتسم وغادر المكان بسرعة.

در این داستان، او گفت: «نمی‌توانم»، سپس لبخندی زد و به سرعت محل را ترک کرد.

کلمات مرتبط