وعمی

🌐 و نابینا

«وَعَمِي» اگر از ریشه «عمي» باشد، می‌تواند به معنای «و کور شد» یا «و نابینا شد» باشد، چون «عَمِيَ» فعلِ «نابینا شدن» است. همچنین بسته به ضبط و اعراب ممکن است با واژه‌های دیگر اشتباه شود. در معنای اصلی، این واژه به از دست دادن بینایی یا ناتوانی در دیدن اشاره دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 و عمو

📌 و عمویم

📌 عموی من و

📌 و عموهایم

جمله سازی با وعمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تحدثتُ مع وعمی عن السفر والعمل، فوجدتُه خبيرًا بالتجارب المفيدة.

من با عمویم در مورد سفر و کار صحبت کردم و او را متخصص در تجربیات مفید یافتم.

💡 زرتُ وعمی في القرية، فاستقبلني بحفاوة وقدّم لي القهوة العربية.

من به دیدن عمویم در روستا رفتم و او به گرمی از من استقبال کرد و به من قهوه عربی تعارف کرد.

💡 كان وعمی يروي لنا القصص القديمة كل ليلة أثناء اجتماع العائلة.

عمویم هر شب در جمع خانوادگی برای ما داستان‌های قدیمی تعریف می‌کرد.

کلمات مرتبط