وَصال

🌐 مقاربت

این واژه معمولاً به معنی «پیوند»، «وصل»، «اتصال»، «رسیدن به هم» یا «ادامه ارتباط» است. در برخی متون ادبی و عرفانی، «وصال» به معنی «رسیدن به معشوق» یا «دیدار و اتصال» نیز به کار می‌رود.

اسم (noun)

📌 عشای ربانی

دیکشنری عربی به فارسی

📌 وصال

جمله سازی با وَصال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سار العمال نحو البوابة إلی وصال السيارة التي تقلّ المدير.

کارگران به سمت دروازه رفتند تا به ماشین حامل مدیر برسند.

💡 انتظرنا في المطار إلی وصال حتى وصلت الطائرة من دبي.

ما در فرودگاه منتظر ماندیم تا وصال با هواپیما از دبی رسید.

💡 وصل المسافر إلى المدينة إلی وصال الفندق بعد رحلة طويلة.

مسافر پس از یک سفر طولانی به شهر رسید و در هتل اقامت کرد.

💡 ظلّ الشاب يسأل المارة إلی وصال حتى عرف الطريق الصحيح.

مرد جوان مدام از رهگذران آدرس می پرسید تا اینکه راه درست را پیدا کرد.

💡 بقيت الأسرة تنتظر إلی وصال القطار إلى المحطة الرئيسية.

خانواده منتظر ماندند تا قطار به ایستگاه اصلی برسد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران