واصال

🌐 وصل

این واژه در عربی می‌تواند از ریشه‌ی «وصل» باشد و به معنی «وصل‌کننده، پیونددهنده، ادامه‌دهنده» فهمیده شود. در بعضی کاربردها «وصال» به معنی «وصل شدن، پیوستن، ارتباط و دیدار» هم می‌آید. اما اگر صورت دقیق قرآنی / متنی باشد، باید با جمله سنجیده شود، چون ممکن است شکلِ املاییِ واژه‌ای دیگر باشد.

جمله سازی با واصال

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ‬واصال الواحد بيلعب‬ ‫لسن معين وبعدها بيبقى خالص راحت عليه‪.

یک نفر تا سن خاصی بازی می‌کند، و بعد تمام می‌شود، زمانش تمام می‌شود.

💡 ‬واصال انتى متعاقبه يعني‬ ‫ماتعترضيش على كالمى حاليا لحد ماينتهى عقابك‪.

وصل، تو داری مجازات میشی، پس الان به حرفای من اعتراض نکن تا مجازاتت تموم بشه.

💡 تمّ واصال الرسالة إلى المدير صباحًا، فاطّلع عليها قبل بدء الدوام.

پیام صبح به مدیر تحویل داده شد و او قبل از شروع کار آن را مرور کرد.

💡 بعد انقطاعٍ قصير، عاد واصال الكهرباء إلى الحيّ، فتنفّس السكان الصعداء.

پس از یک وقفه کوتاه، برق محله دوباره وصل شد و ساکنان نفس راحتی کشیدند.

💡 يحتاج واصال الطلبات إلى ترتيبٍ دقيقٍ حتى تصل البضائع في الوقت المناسب.

تحویل سفارش نیاز به برنامه ریزی دقیق دارد تا کالاها به موقع برسند.

کلمات مرتبط