وسيط

🌐 واسطه

«وسيط» در عربی به معنای «میانجی، واسطه، کسی که بین دو طرف قرار می‌گیرد» است. همچنین در برخی کاربردها به معنی «متوسط، میانه، یا مرکزی» هم می‌آید. در زبان روزمره و رسمی، وقتی می‌گویند «وسيط»، معمولاً منظور کسی است که برای صلح، معامله، ارتباط یا حل اختلاف بین دو طرف نقش واسطه دارد.

اسم (noun)

📌 کارگزار

📌 واسطه

📌 متوسط

📌 میانی

📌 میانه

📌 روانی

جمله سازی با وسيط

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 كان وسيط الرسائلِ معروفًا بسرعةِ نقله ودقته في إيصال الأخبار.

این پیک به سرعت و دقت در رساندن خبر شهرت داشت.

💡 وفي الوقت نفسه، فإن أثر أي وسيط واحد اصبح خفيفا.

در عین حال، تأثیر هر رسانه‌ی واحدی ضعیف شده است.

💡 إذا كان وسيط الفوركس يقدم لك المساعدة في تجنب الضرائب، ابتعد عنه.

اگر کارگزار فارکس شما پیشنهاد می‌دهد که به شما در اجتناب از مالیات کمک کند، از او دوری کنید.

💡 في بعض النزاعات، يحتاج الناس إلى وسيط عاقلٍ يجمعُ بين الأطراف ويخففُ التوتر.

در برخی از درگیری‌ها، مردم به یک میانجی معقول نیاز دارند که طرفین را به هم نزدیک کند و تنش را کاهش دهد.

💡 لجأنا إلى وسيط محترفٍ لحلِّ الخلافِ التجاري بين الشركتين دون اللجوء إلى المحكمة.

ما برای حل اختلاف تجاری بین دو شرکت بدون مراجعه به دادگاه، به یک میانجی حرفه‌ای متوسل شدیم.

💡 تحسن الحوار كثيرًا بوجود وسيط حكيم يعرف كيف يهدئ الخلافات.

با حضور یک میانجی خردمند که می‌دانست چگونه اختلافات را آرام کند، گفتگو به طور قابل توجهی بهبود یافت.

کلمات مرتبط