وسخر

🌐 مسخره کرد.

«وَسَخَّر» یعنی «و رام کرد / و در خدمت گرفت / و مسخر ساخت». این فعل از ریشه «سخّر» است و معمولاً برای اشاره به به‌کارگیری یا تحت فرمان درآوردن چیزی یا کسی به کار می‌رود؛ مثلاً در معنای «خداوند فلان چیز را برای انسان مسخر کرد».

دیکشنری عربی به فارسی

📌 و مسخره کرد

📌 به سخره گرفت

📌 و طعنه زد

جمله سازی با وسخر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وكيف كان يطلق عليهم قمامة وسخر من رسمات السيد (بيكر).

و اینکه چطور آنها را آشغال خطاب کرد و نقاشی‌های آقای بیکر را مسخره کرد.

💡 في النقاش، وسخر بعض الحاضرين من الرد غير المقنع.

در طول بحث، برخی از حاضران این پاسخ غیرمتقاعدکننده را مسخره کردند.

💡 وقال إن الساسة المحليين أخفقوا في الاستفادة من الاصلاحات التي طبقها وسخر من البرنامج الاجتماعي والاقتصادي لاحد الأحزاب الوليدة.

او گفت که سیاستمداران محلی نتوانسته‌اند از اصلاحاتی که او اجرا کرده بود، بهره ببرند و برنامه اجتماعی و اقتصادی یکی از احزاب نوپا را به سخره گرفتند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران