وَخَفْتُ
🌐 و من ترسیدم
دیکشنری عربی به فارسی
📌 و ترسیده
📌 و من ترسیدم
📌 و ترس
📌 و من ترسیده بودم
جمله سازی با وَخَفْتُ
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 وخفت الأصواتُ في الشارعِ بعدَ منتصفِ الليلِ، ولم يبقَ سوى صدى الريحِ بينَ المباني.
صداهای خیابان بعد از نیمه شب محو شدند و فقط پژواک باد بین ساختمانها باقی ماند.
💡 لكن لم تتبعي تلك الخطة وخفت من أن يظن والدي بأنك ستخونينه
اما تو طبق آن نقشه عمل نکردی و ترسیدی که پدرم فکر کند داری به او خیانت میکنی.
💡 معَ اقترابِ الفجرِ، وخفت الضجيجُ في السوقِ، وبدأَ بعضُ العمّالِ بتنظيفِ المحالِّ.
با نزدیک شدن به سپیده دم، سر و صدای بازار فروکش کرد و برخی از کارگران مشغول نظافت مغازه ها شدند.
💡 ولما عرفت إني حامل رجعتني ليك وخفت من كالم الناس؟
وقتی فهمیدی حاملهام، مرا پیش خودت برگرداندی و از حرف مردم ترسیدی؟
💡 وخفت حركةُ المرورِ كثيرًا بسببِ العاصفةِ، فصارَ الطريقُ أكثرَ هدوءًا من المعتاد.
به خاطر طوفان، ترافیک خیلی سبکتر بود و جاده خیلی خلوتتر از همیشه بود.
💡 لم أصدق بادئ األمر وحزنت عليه وخفت من تحريات الشرطة أن تظلمني.
اولش باور نکردم و دلم برایش سوخت و ترسیدم که تحقیقات پلیس به ضررم تمام شود.
💡 ما إن مال اهلالل إىل النصف اآلخر من العامل وخفت ضوؤه
همچنان که هلال ماه به سوی نیمه دیگر جهان متمایل شد و نورش کم سو گشت