وحک
🌐 و قاضی
«وَحَكَّ» یا «وَحُكَّ» از ریشهٔ حكّ بهمعنای مالیدن، خراشیدن، یا ساییدن است. در کاربردهای مختلف میتواند به معنی خارشدادن، سابیدنِ چیزی روی سطح دیگر، یا زدودنِ چیزی با مالش باشد. این واژه بیشتر به عمل فیزیکیِ اصطکاک و ساییدن مربوط است.
جمله سازی با وحک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 يختلفُ وحک ُ كلِّ شخصٍ بحسبِ ثقافتِهِ وطريقةِ تربيتهِ وتجاربِهِ اليوميةِ.
قضاوت هر فرد بسته به فرهنگ، تربیت و تجربیات روزانهاش متفاوت است.
💡 حاولَتْ أن تشرحَ موقفَها بهدوءٍ، لكنَّ وحک َ الكلماتِ كانَ أقوى من حججِها.
او سعی کرد موضع خود را با آرامش توضیح دهد، اما نیروی کلمات از استدلالهایش قویتر بود.
💡 في جلسةِ النقاشِ، أثارَ وحک ُ المتحدثِ إعجابَ الحاضرينَ بسببِ صوتهِ الواثقِ.
در طول جلسه بحث، سخنران با صدای مطمئن خود، حضار را تحت تأثیر قرار داد.