وحاق

🌐 و این اتفاق افتاد

«حاق» از ریشه‌ای است که به معنای «فرود آمدن، احاطه کردن، لازم شدن یا واقع شدن» می‌آید. در کاربرد قرآنی و ادبی، این واژه گاهی به معنای «بر او فرود آمد، او را دربرگرفت، یا بر او لازم شد» فهمیده می‌شود.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 احاطه شده توسط

جمله سازی با وحاق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وحاق الخطر بالقرية عندما انقطعت الطرق وأصبح الوصول إلى المساعدة صعبًا.

وقتی جاده‌ها قطع شدند و دسترسی به کمک دشوار شد، روستا در خطر بود.

💡 وحاق ت بالعائلة مشكلة مالية مفاجئة أثرت في خططهم المستقبلية.

خانواده با یک مشکل مالی ناگهانی مواجه شدند که بر برنامه‌های آینده‌شان تأثیر گذاشت.

💡 وحاق بهم التعب بعد مسيرة طويلة تحت الشمس الحارقة.

آنها پس از یک راهپیمایی طولانی زیر آفتاب سوزان، خسته شده بودند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران