اسمح

🌐 اجازه دادن

این واژه از ریشه «س م ح» است و به معنی «آسان بگیر، اجازه بده، درگذشت کن، گذشت داشته باش» می‌آید. بسته به جمله، می‌تواند فعل امر به معنی «اجازه بده» یا «سهل‌گیر باش» باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 اجازه دادن

📌 تحمل کردن

📌 اختیار دادن

📌 لتین

جمله سازی با اسمح

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 اسمح لي بالدخولِ الآنَ، فقد وصلتُ متأخرًا بسببِ الازدحامِ الشديدِ.

لطفا اجازه دهید الان وارد شوم، چون به دلیل ترافیک سنگین دیر رسیدم.

💡 ‬ولن اسمح لهؤالء الذين ال‬ ‫يفكرون سوى ببطونهم بإعاقتي

من اجازه نمی‌دهم کسانی که فقط به شکمشان فکر می‌کنند، مانع من شوند.

💡 اسمح لنا بالجلوسِ هنا قليلًا حتى ينتهي المطرُ في الخارجِ.

لطفا اجازه دهید کمی اینجا بنشینیم تا باران بیرون بند بیاید.

💡 ‬ولكن كيف اسمح لنفسي النظر إلى شبه سحابة في سماء صافية مرصعة‬ ‫بالنجوم؟

اما چطور می‌توانم به خودم اجازه دهم که در آسمانی صاف و پرستاره، فقط به یک تکه ابر نگاه کنم؟

💡 اسمح لي أن أشرحَ لكَ الفكرةَ كاملةً قبلَ أن تُصدرَ حكمكَ النهائيَّ.

اجازه دهید قبل از اینکه قضاوت نهایی خود را بکنید، کل ایده را برای شما توضیح دهم.

💡 لكن إكراماً لهذه المناقشة اسمح لي فقط أن أوضح لك الصورة

اما به نفع این بحث، اجازه دهید فقط وضعیت را برای شما روشن کنم.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران