وتوتر

🌐 تنش

این واژه از «وتر / وتر» یا مفهوم «تنیدگی و کشیدگی» می‌آید و می‌تواند به معنای «کشیده شد»، «تنش پیدا کرد» یا «وترگونه / تند و برانگیخته شد» باشد. در بسیاری از کاربردها، دلالت بر سفتی، کشیدگی یا حالت عصبی و تنش دارد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 و تنش

📌 و استرس

📌 و تحت فشار

📌 و کرنش

📌 و عصبی

📌 تنش‌زا

جمله سازی با وتوتر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 بعد الخبر المفاجئ، وتوتر الجو في الغرفة ولم يعد أحد يتكلم.

بعد از این خبر ناگهانی، جو اتاق متشنج شد و دیگر کسی حرفی نزد.

💡 قبل الامتحان، وتوتر الطالب كثيرًا بسبب خوفه من النتيجة.

قبل از امتحان، دانش‌آموز به دلیل ترس از نتیجه، بسیار عصبی شد.

💡 كلمات الدبلوماسي غير المدروسة تزرع بذور الفتنة وتوتر العلاقات بين البلدين.

سخنان نسنجیده این دیپلمات، بذر اختلاف را می‌کارد و روابط دو کشور را تیره می‌کند.

💡 في بعض الأحيان، وتوتر العلاقات بين الجيران بسبب سوء الفهم البسيط.

گاهی اوقات، روابط بین همسایگان به دلیل سوءتفاهم‌های ساده تیره می‌شود.

💡 الأمراض التي تشخَّص بشكل خاطئ غالبًا ما تؤدي إلى قلق وتوتر غير مبرر للعائلات.

بیماری‌های تشخیص داده نشده اغلب منجر به اضطراب و استرس بی‌مورد برای خانواده‌ها می‌شوند.

💡 إطالة اللعبة أدى إلى إحداث حماسة وتوتر غير متوقعة بين اللاعبين.

طولانی شدن بازی منجر به هیجان و تنش غیرمنتظره‌ای بین بازیکنان شد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران