متوتر
🌐 تنشزا
اسم (noun)
📌 تنش
صفت (adjective)
📌 عصبی
📌 تنشزا
📌 استرس
📌 کشیده شده
📌 مضطرب
جمله سازی با متوتر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 الشاهد المدعو إلى المحكمة وصل وهو متوتر ولكنه كان مستعدًا للإدلاء بالشهادة.
شاهدی که به دادگاه احضار شده بود، با نگرانی وارد دادگاه شد، اما آماده شهادت دادن بود.
💡 بالطبع لا كنت متوتر قليلا - و عندما أطلقت النار على ذالك الرجل بعد ذالك...
البته که نه، کمی عصبی بودم - و وقتی بعدش به آن مرد شلیک کردم...
💡 ما بدأ كمزحه تحول سريعاً إلى موقف متوتر عندما اشتعلت المشاعر.
چیزی که به عنوان یک شوخی آغاز شد، به سرعت با شعلهور شدن احساسات، به یک وضعیت پرتنش تبدیل شد.
💡 کان وهو يتحدث، لاحظ الجميع أنه متوتر قليلًا.
وقتی صحبت میکرد، همه متوجه شدند که کمی عصبی است.
💡 كان الطالب متوتر قبل الامتحان النهائي لأنه لم يراجع جميع الدروس بشكل كافٍ.
دانشآموز قبل از امتحان نهایی عصبی بود زیرا تمام درسها را به اندازه کافی مرور نکرده بود.
💡 تغير صوت المتحدث لدرجة أن الحضور أدركوا أنه متوتر جدًا.
صدای گوینده آنقدر تغییر کرد که حضار متوجه شدند او بسیار عصبی است.