وتقلصت
🌐 و کوچک شد.
وجه وصفی (participle)
📌 کاهش یافته
اسم / وجه وصفی (noun / participle)
📌 کوچک شد
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 کاهش یافته
📌 قرارداد شده
جمله سازی با وتقلصت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ونتيجة لذلك، ازدادت نوعية نومهم وتقلصت مستويات الاكتئاب والتوتر لديهم.
در نتیجه، کیفیت خواب آنها بهبود یافت و سطح افسردگی و استرس آنها کاهش یافت.
💡 مع ارتفاع الأسعار، وتقلصت قدرة الأسرة على شراء الحاجات الأساسية.
با افزایش قیمتها، توانایی خانوادهها برای خرید مایحتاج اولیه کاهش یافته است.
💡 عندما برد الجو فجأة، عضلاته وتقلصت فأحسّ بألم في الظهر.
وقتی هوا ناگهان سرد شد، عضلاتش منقبض شد و در کمرش احساس درد کرد.
💡 بعد الجري الطويل، عضلاته وتقلصت بسبب الإرهاق الشديد.
بعد از دویدن طولانی، عضلاتش به دلیل خستگی مفرط تحلیل رفتند.
💡 في نهاية المباراة، عضلاته وتقلصت ولم يعد قادراً على مواصلة اللعب.
در پایان مسابقه، عضلات او تحلیل رفت و دیگر قادر به ادامه بازی نبود.
💡 فمعدلات النمو انخفضت فيما يتعلق بالإنتاج والتجارة العالمية، وتقلصت تدفقات رأس المال إلى البلدان النامية وأصبحت أكثر تقلبا.
نرخ رشد از نظر تولید و تجارت جهانی کاهش یافته و جریان سرمایه به کشورهای در حال توسعه کاهش یافته و بیثباتتر شده است.