وبينٰت
🌐 و او توضیح داد
این شکل احتمالاً به «بينات» نزدیک است که جمعِ «بيّنة» به معنیِ نشانههای روشن، دلایل آشکار، یا حجتهای روشن است. بنابراین «وبينٰت» میتواند به معنای «و نشانههای روشن / و دلایل آشکار» باشد، هرچند شکلِ املایی آن غیرمعمول است.
وجه وصفی (participle)
📌 نشان داد
📌 نشان داده شده
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 نشان داده شده
📌 اظهار داشت
دیکشنری عربی به فارسی
📌 آشکار شد
📌 مصور
جمله سازی با وبينٰت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 رأيتُ وبينٰت الأشجار في الأفق عندما اقتربنا من الوادي.
همچنان که به دره نزدیک میشدیم، از میان درختان افق را دیدم و به آنها نگاه کردم.
💡 كانت وبينٰت الصخور واضحة على الطريق الجبلي بعد العاصفة.
سنگها پس از طوفان به وضوح در جاده کوهستانی قابل مشاهده بودند.