وامر
🌐 و او دستور داد
صفت / وجه وصفی (adjective / participle)
📌 سفارش داده شده
📌 فرمان داد
📌 دستور داده شده
دیکشنری عربی به فارسی
📌 و سفارش داد
جمله سازی با وامر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 احد القضاة اكد شرعية الحكم وامر بتطبيقه فورا: الموت.!
یکی از قضات، مشروعیت حکم را تأیید کرد و دستور اجرای فوری آن را داد: مرگ!
💡 وامر المسؤول الموظفين بتنظيم الملفات قبل نهاية الدوام.
این مقام رسمی به کارمندان دستور داد تا قبل از پایان روز کاری، پروندهها را مرتب کنند.
💡 وامر الطبيب المريض بالراحة وعدم بذل مجهود كبير.
پزشک به بیمار توصیه کرد که استراحت کند و بیش از حد به خود فشار نیاورد.
💡 وامر القائد قواته بالتحرك فورًا نحو الموقع المحدد.
فرمانده به نیروهایش دستور داد فوراً به سمت محل تعیین شده حرکت کنند.
💡 حسنا النزول الي اسفل هناك وامر خلال كل هذه الاثار وهي تنزع وتأخذ
خیلی خب، برو پایین و تمام این ردپاها رو ببین که دارن برداشته میشن و میبرن.