واللعب

🌐 و بازی کردن

«اللعب» به معنی بازی، سرگرمی، و کاری است که برای تفریح و بدون هدف جدی انجام می‌شود. این واژه گاهی در برابر جدیت می‌آید و می‌تواند به شوخی یا کار بی‌هدف نیز اشاره داشته باشد.

دیکشنری عربی به فارسی

📌 و بازی کردن

📌 و اسباب‌بازی‌ها

📌 و گیم‌پلی

📌 و بازیگوش

جمله سازی با واللعب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 سافرت العائلة إلى البحر في عطلة الصيف، وكان الأطفال سعداء بالرمل والماء واللعب طوال النهار.

خانواده در طول تعطیلات تابستانی به دریا سفر کردند و بچه‌ها از شن و ماسه، آب و بازی کردن در تمام طول روز خوشحال بودند.

💡 خرج الأطفال إلى الحديقة صباحًا وبدأوا واللعب تحت أشعة الشمس.

بچه‌ها صبح زود به پارک رفتند و زیر نور آفتاب شروع به بازی کردند.

💡 ذهبتُ مع أطفالي إلى الحديقة مساءً لنستمتع بالهواء النقي واللعب قرب الأشجار.

عصر با بچه‌هایم به پارک رفتم تا از هوای تازه لذت ببرم و نزدیک درختان بازی کنم.

💡 يقول ثم يبتسم عندما يتذكر أيام الطفولة واللعب مع أصدقائه في الحي القديم.

این را می گوید و سپس با یادآوری روزهای کودکی و بازی با دوستانش در محله قدیمی، لبخندی بر لب می آورد.

💡 يحتاج الصغار إلى واللعب يوميًا لتنمية المهارات الاجتماعية والجسدية.

کودکان خردسال برای توسعه مهارت‌های اجتماعی و جسمی نیاز دارند هر روز بازی کنند.

💡 انتهى الدرس، فسمح المدرس للطلاب بوقت قصير من واللعب المنظم.

درس تمام شد و معلم به دانش‌آموزان اجازه داد تا برای مدت کوتاهی به بازی منظم بپردازند.

💡 ‬إنه ال يجيب عن أي سؤال وال يتوقف عن‬ ‫السخرية واللعب‪

او به هیچ سوالی پاسخ نمی‌دهد و هرگز از مسخره کردن و بازیگوشی دست بر نمی‌دارد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران